محمود نجم آبادى

143

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

است كه اگر دو حمله‌كننده به ميت به لحاف و تشتك مرده جهت رفع نجاست و ناپاكى سرايت نمايد چه بايد كرد ؟ پاسخ مىرسد : " از بالاترين پارچه تشتك و پائين‌ترين پارچه روانداز كه متصل به بدن مرده است نجس خواهد بود ، مگر آنكه پارچه روانداز كه متصل بدن مرده است متعدد باشد " . همچنين درباره پاك شدن پارچه‌اى كه به آن بول و يا منى رسيده باشد و يا مرده بر آن كثافت نمايد ، بايد مزداپرست آن پارچه را پاره‌پاره كرده دفن نمايد . به همين نحو اشخاصى كه حامل مرده گنديده باشند تا ابد نجس خواهند بود ( فقره بيست و هفتم باب هفتم ونديداد ) . اگر هوا يا خاك و آب آلوده مىگرديد ، بسيار مورد نفرت مومنين به آئين زرتشت بود . اگر ماده عفن با آب مخلوط مىشد و در جويها پراكنده مىگرديد و توليد بيمارى مىنمود ، فرمانداران ( روساى قسمتها ) طبق قانون از آن جلوگيرى مىكردند . گاوها و مواشى دور از منازل نگاهدارى مىشدند . از موضوعات بسيار مهم آنكه ايرانيان باستان مگس خانگى را مضرترين ( يا يكى از مضرترين ) موجودات زيان‌بخش مىدانستند و اين حشره را منشأ سرايت بيمارى و مرگ در ميان مردم تلقى مىنمودند . انداختن استخوانهاى سگ و انسان مرده بر روى زمين ، ممنوع و عامل آن را مستوجب مجازات شديد مىدانستند . اين امر بستگى به حجم و اندازه استخوان داشته است ، مثلا در مورد استخوانى كه به اندازه مفصل كوچك بود مجازاتش سى تازيانه و در مورد انداختن تمام بدن منتهى و حد اعلاى مجازات را مجرى مىداشتند . به نظر مىرسد ميزان آلودگى در طب زرتشت با وضع مايع و يا جامد بودن شيئى متناسب بوده است . اشياء مزبور به تناسب وضع خود باعث آلودگى مىشدند . اين